سخنوری های دخترم
آتوسا:"مادر من میرم توی کمد قایم میشم تو بیا منو پیدا کن...تو گرگ بشو" من"باشه برو قایم شو" من در نقش گرگ:" پی این بره کجاست برم بخورمش...کجا قایم شده؟" آتوسا از توی کمد:" من توی کمد قایم شدم اگه میتونی پیدام کن" من آتوسا در حالت عصبانی رو به خاله فرانکش:" خاله برو خودتو بنداز زندان" در حالی که سوار اتوبوس شدیم که برسیم توی فرودگاه. احمد:"فروغ اون هواپیما رو میبینی دلم میخواد از اونا سوار بشم" من:"مگه اون چیه؟" اتوسا:"مادر خوب معلومه دیگه هواپیماست...پس چی فکر کردی اتوبوسه؟" من :| احمد :| هواپیما :| اتوسا :) من و نویدمون توی حال نشستیم.اتوسا گلاب به روتون رفته دستشویی. آتوسا :"مادر بیا منو بشور" من اشتب...



